ابن عباس گويد : هنگامى كه اطرافيان فرعون از موسى اطلاع يافتند ، آمدند كه او را بكشند . آسيه آنها را منع كرد و بفرعون گفت : نكشيدش تا قرة العين ما باشد . فرعون به او گفت : قرة العين تو باشد نه من .
پيامبر گرامى اسلام فرمود : سوگند به آن كسى كه به او سوگند ميخورند كه اگر فرعون نيز موسى را همچون آسيه قرة العين خود شناخته بود ، خداوند او را هدايت مىكرد . هم چنان كه زنش را هدايت كرد . لكن فرعون از جهت شقاوتش امتناع كرد كه موسى را قرة العين خود بداند .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
: فرعون و قومش خبر نداشتند كه سرانجام بدست همين طفل هلاك خواهند شد .
برخى گويند : يعنى نميدانستند كه آنچه بدنبالش مىگشتند كه او را بكشند همين است .
وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً
: قلب مادر موسى از همه چيز آسوده بود جز از خيال موسى .
برخى گويند : يعنى قلبش از غم و اندوه موسى آسوده بود . زيرا اطمينان داشت كه پسرش نجات مىيابد و وعدهء خداوند حق است .
برخى گويند : يعنى وعدهء خدا را فراموش كرده بود « 1 » .
إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها
: اگر ما دل مادر موسى را به صبر و يقين تقويت نكرده بوديم ، نزديك بود كه از شدت غم نالهء خود را به ياد فرزند
هامش
( 1 ) - از آنجا كه مادر موسى زنى با ايمان است و چنان كه ديديم در سه آيه پيش خداوند بيان داشت كه به او بر مسند مقدس مادرى وحى كرده است كه نترسد و غمگين نباشد و اطمينان داشته باشد كه فرزند او به او برميگردد و از پيامبران مىشود ، بايد منظور از فراغت قلب مادر موسى اين باشد كه آسوده خاطر ، بىغم و اندوه و وحشت بنشيند تا وعدههاى الهى تحقق يابد و طفل خود را در آغوش كشد . بديهى است كه اگر غير از اين معنى مراد باشد بايد وحى خدا و وعدهء او در مورد كسى كه اعتماد و اطمينان حاصل نميكند بيهوده باشد . اما مسلماً مادر موسى از مدتها پيش مورد عنايت و توجه مخصوص خداست و على هذا نگرانى ندارد .