نكشيد . شايد ما را نفع بخشد يا او را بفرزندى بگيريم . و حال آنكه نميدانستند .
قلب مادر موسى از همه چيز فارغ بود و نزديك بود كه اگر براى اينكه از مؤمنين باشد ، صبر بر دلش نمىنهاديم ، آشكارش سازد .
قرائت :
حزنا : كوفيان بجز عاصم « حزْن » خواندهاند و هر دو بيك معنى است .
اعراب :
خفت : مفعول اين فعل محذوف است به تقدير « احداً »
قُرَّتُ عَيْنٍ لِي
: خبر مبتداء محذوف : « هو »
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
: حال .
مقصود :
سپس خداوند بيان مىكند كه چگونه فرعون و قومش را هلاك كرد تا دليل باشد بر كمال قدرت و حكمتش . مىفرمايد :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ
: بمادر موسى الهام كرديم و بدلش انداختيم كه طفل را تا نترسيدهاى شير ده .
در اينجا تعبير بوحى دارد و اين وحى نه وحيى است كه به انبياء مىشود . برخى گفتهاند : جبرئيل بر مادر موسى نازل شد . برخى گفتهاند : خواب ديد و علماء بنى - اسرائيل خوابش را تعبير كردند .
فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ
: و هنگامى كه ترسيدى مأمورين فرعون بچه را بكشند ، او را بدرياى نيل بيفكن .
وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
: از مردان او نترس و از دورى او محزون مباش كه ما به زودى او را تندرست به تو بر ميگردانيم و او را يكى از پيامبران خواهيم ساخت .
در اين آيه ، دو امر و دو نهى و دو خبر و دو بشارت است .
نقل شده است كه شخصى اشعارى از يك زن باديهنشين شنيد كه بسيار فصيح بود .