تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
گفت : چقدر فصيح هستى ! گفت : فصاحت مخصوص خداوند است و همين آيه را خواند و نكات آن را توضيح داد . وهب مىگويد : هنگامى كه مادر موسى باردار بود حملش را پوشيده داشت و هيچكس از حال او مطلع نشد و اين كار خدا بود . زيرا ميخواست با اين طفل بر سر قوم بنى اسرائيل منت گذارد . در آن سالى كه موسى ميخواست تولد شود ، فرعون قابله‌ها را حاضر كرد و به آنها دستور داد كه زنان را بدقت تفتيش كنند . مادر موسى در همين موقع بموسى حامله شد ولى شكمش بر نيامد و رنگش تغيير نكرد و شيرش ظاهر نشد و قابله‌ها كارى به او نداشتند . شبى كه موسى به دنيا آمد ، هيچكس پهلوى مادرش نبود . قابله‌اى هم نداشت . تنها خواهر موسى - مريم - در آنجا حاضر بود . در اينوقت خداوند دستور داد كه فرزند خود را شير دهد . مدت سه ماه او را شير داد . بطورى كه كسى صداى گريهء او را نميشنيد و هيچ حركتى از طفل سر نميزد . هنگامى كه از گرفتارى بچه ترسيد ، صندوقى ساخت و براى طفل در آن جايى درست كرد و طفل را به امر خدا در آن نهاد و شبانه به دريا انداخت . ابن عباس مىگويد : وقتى كه تولد موسى نزديك شد ، قابله‌اى كه مأمور وى بود آمد و كمك كرد تا طفل به دنيا آمد . قابله در جبين طفل نورى ديد كه اندامش را لرزاند و محبت طفل در دلش جاى گرفت . سپس بمادر موسى گفت : آمدم كه نوزاد ترا بكشم ولى احساس ميكنم كه چنان او را دوست ميدارم كه احدى را اينطور دوست نداشته‌ام . او را حفظ كن . هنگامى كه قابله رفت ، جاسوسان متوجه شدند و آمدند كه داخل خانه شوند ، خواهر موسى بمادر اطلاع داد ، مادر ، طفل را در خرقه‌اى پيچيد و در تنور انداخت . آنها وارد شدند و تنور را روشن و رنگ صورت مادر موسى را تغيير نيافته و پستان او را بىشير ديدند . از خانه خارج شدند . مادر بر سر تنور آمد . خداوند آتش را بر موسى سرد و سلامت كرده بود . اما - مادر چون ميديد كه فرعون در جستجوى اطفال كوشش فراوان دارد ترسيد و به نجارى سفارش كرد كه برايش صندوق بسازد . نجار سؤال كرد كه صندوق براى چه ميخواهد ؟ مادر موسى
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 162 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى