وَ لا يَتَساءَلُونَ
: در آن روز از حال و سرگذشت يكديگر سؤال نميكنند ، حال آنكه در دنيا سؤال ميكردند .
برخى گويند : يعنى كسى از كسى تقاضا نميكند كه بار گناه را از دوشش بردارد .
ميان اين آيه و آيهء :
« فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ »
( در آن روز به يكديگر روى آورده ، از يكديگر پرسش ميكنند : صافات 50 ) منافاتى نيست . زيرا قيامت داراى حالات و مواقفى است . در بعضى از حالات ، آن چنان به خود مشغولند كه از يكديگر سؤال نميكنند و در برخى از حالات چنين نيست .
برخى گويند : تنها در وقت وارد شدن در بهشت است كه سؤال ميكنند و بنا بر اين فقط آن دسته كه اهل بهشتند ، سؤال ميكنند . بخاطر اينكه دچار ترس نشدهاند .
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
: آنها كه ميزانهايشان بوسيلهء طاعات سنگينى مىكند ، اهل نجات و رستگارند .
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ
:
و آنها كه ميزانهايشان از طاعات سبك است ، به خود ضرر زده ، عبوس و گرفته ، گرفتار جهنمند .
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ
: در حالى كه ميرسد بچهرههاى دوزخيان ( شعلهء ) آتش و ايشان در آنجا لبهاشان جمع شود و دندانهايشان پديد آيد .
برخى گويند : يعنى مثل اينكه سرهاى ايشان پخته شده باشد ، لبها جمع شده و دندانها آشكار گشته است .
أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ
: آيا قرآن من و ديگر دلائل روشن و آشكار در دنيا براى شما خوانده نميشد ؟
فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ
: و شما آنها را تكذيب مىكرديد .
قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا
: گويند : خدايا بدبختى و زيانكارى دامنگير ما شده بود و گرفتار گناهانى شديم كه نتيجهاى جز بدبختى نداشتند .
وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ
: و مردمى بوديم دور و منحرف از حق و حقيقت .