حلفت فلم اترك لنفسى ريبة * و هل يأثمن ذو امة و هو طائع
سوگند ياد كرده و براى خود ترديدى باقى نگذاشتهام . آيا شخص ديندار و مطيع ، گناه مىكند ؟
برخى گويند : يعنى جماعت شما و جماعت قبل از شما همه يكى بوده ، بندگان خدا هستيد .
وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ
: من خداى شمايم پس از من بپرهيزيد .
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً
: اما مردم در دين خود متفرق شدند و هر دستهاى به كتابى گرويدند و ساير كتب را تكذيب كردند . چنان كه يهود به انجيل و قرآن كافر شدند و مسيحيان به قرآن .
برخى گويند : يعنى كتابهايى ساختند و به آنها براى اثبات مذهب خود استدلال كردند .
اين معنى بنا بر اين است كه « زبُر » و جمع زبور باشد . اما بنا بر قرائت ابن عامر « زبَر » ، جمع « زُبره » يعنى به صورت دستههاى مختلف و فرقههاى گوناگون در آمدند .
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
: هر حزب و دستهاى بدين خود خشنود است و خود را بر حق مىپندارد .
اكنون پيامبر گرامى اسلام را مخاطب ساخته ، مىفرمايد :
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ
: آنها را در جهل و گمراهى خودشان رها كن تا مرگ يا عذابشان فرا رسد .
أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ
: آيا اين كافران گمان ميكنند كه مال و اولاد فراوانى كه به آنها دادهايم ، بخاطر پاداش و ثواب و خشنودى خود و لياقت آنها دادهايم ؟ چنين نيست . منظور ما اين است كه آنها را مهلت دهيم و سرانجام آنها را گرفتار كيفر سازيم .
نظير اين آيه ، آيهء ديگرى است كه مىگويد :
« فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ