مىگويد : در برابر كسى كه جهالت ميكرد ، جهالت نميكردند . حسن گويد : روزها كه در ميان مردم منتشر مىشدند ، اخلاقشان اين بود . اما شب آنها هم بهترين شبها بود . با خداى خود خلوت مىكردند و براز و نياز مىپرداختند . چنان كه ميفرمايد :
وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً
: شبها بيدار مىمانند و در پيشگاه خداى خود گاه در حال قيامند و گاه در حال سجود و از خداى خود درخواست پاداش مىكنند .
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً
:
و ميگويند : خدايا عذاب جهنم كه دائمى و هميشگى و جدا نشدنى است ، از ما دور گردان .
إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً
: جهنم براى استقرار و اقامت ، بد جايگاهى است .
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا
: برخى گفتهاند : اسراف ، خرج كردن مال است در راه معاصى و اقتار امساك از خرج كردن مال است در راه حق .
پس مقصود اين است كه بندگان خدا مال خود را در راه حق صرف ميكنند . نه از اين كار امساك مىكنند و نه مال خود را در راه معصيت صرف مىكنند .
برخى گفتهاند : اسراف زيادهروى و اقتار امساك از اداى حق خداست . پس مقصود از آيه اين است كه : مال خود را به زياده روى و بخل و امساك خرج نميكنند .
بلكه بطور صحيح انفاق مىكنند .
در روايت است كه رسول گرامى اسلام فرمود : هر كس مال را در راه ناحق بدهد اسراف كرده و هر كس مال را از راه حق منع كند ، مرتكب « قتر » شده است . على ( ع ) فرمود : صرف كردن مال در راه خوردنيها و آشاميدنيها اسراف نيست . گو اينكه زياد باشد .
وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
: بلكه خرج كردن مال ، ما بين اسراف و امساك است .
نه اسراف مىكنند و نه تنگ چشمى بخرج ميدهند و اين روش بسيار پسنديده است .
مقصود از قوام زندگى آن چيزى است كه انسان را بىنياز كرده ، استوار دارد . برخى