ترجمه :
اگر بخواهيم در هر قريهاى ترسانندهاى مبعوث مىكنيم . كافرين را اطاعت مكن و با آنها جهادى بزرگ كن . اوست كه دو دريا را در يك مسير به جريان در آورد .
اين است آب شيرين خوشگوار و اين است آب شور نمكين و ميان آنها برزخى قرار داد و آنها را از آميختن به يكديگر محروم گردانيد . اوست كه از آب بشرى آفريد و او را خويشاوندى و دامادى قرار داد و خدايت قادر است . جز خدا چيزى را پرستش مىكنند كه آنها را نفع و ضرر نمىرساند و كافر مخالف خداست . ما ترا نفرستاديم مگر بشارت دهنده و ترساننده . بگو : بر اين كار ، اجرى از شما نميخواهم مگر كسى كه بخواهد با دادن مال راهى بسوى خدايش اتخاذ كند . بر زندهاى كه نميميرد ، توكل كن و او را به ستايشش تسبيح كن و كافى است كه خدا به گناهان بندگانش آگاه است . او كه آسمانها و زمين و آنچه ما بين آنهاست در شش روز آفريد . آن گاه خداوند بر عرش مستولى شد . پس از خداوند كه خبير است ، سؤال كن . هنگامى كه به آنها گفته شود ، براى رحمان سجده كنيد ، گويند : رحمان چيست ؟ آيا بخاطر اينكه تو ما را امر ميكنى ، سجده كنيم ؟ اين دعوت بر تنفر آنها افزود .
قرائت :
تأمرنا : حمزه و كسايى به ياء و ديگران به تاء خواندهاند . بنا بر قرائت اول ضمير فعل به « الرحمن » بر ميگردد .
لغت :
مرج : خلط :