تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
سايهء صبح . يا آفتاب را برچيند ، مثل سايهء عصر . اولى را « ظل » و دومى را « فىء » گويند . برخى گويند : منظور از « ظل » سايهء شب است كه صحن گيتى را پوشانده است .
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
: اگر ميخواست سايه را دائمى ميكرد و بوسيلهء آفتاب سايه را از بين نمىبرد . چنان كه ميفرمايد :
« قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ »
( بگو : آيا ديديد ؟ اگر خدا شب را تا روز قيامت بر سر شما ادامه ميداد : قصص 71 ) اين آيه دلالت دارد بر اينكه اگر خدا بخواهد خورشيد را از حركت باز ميدارد تا سايه هميشه ثابت بماند و اين بر خلاف گفتار فلاسفه است « 1 » .
ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا
: آن گاه خورشيد را بر سايه دليل قرار داديم . ابن عباس گويد : خورشيد دليل سايه است . زيرا اگر آفتاب نبود ، سايه شناخته نميشد . همه چيز بضدش شناخته مىشود . برخى گويند : يعنى خورشيد را دليل سايه كرديم زيرا با آمدن خورشيد سايه از بين مىرود . برخى گويند : دليل بودن خورشيد نسبت به سايه بخاطر اين است كه وقتى خورشيد برآيد ، سايه كم مىشود و وقتى خورشيد در سراشيبى قرار ميگيرد ، سايه زياد مىشود . برخى گويند : « على » به معنى « مع » است . يعنى خورشيد را با سايه دليل يگانگى خود قرار داديم .
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
: آن گاه سايه را با بر آمدن آفتاب جمع كرديم . زيرا با بالا آمدن خورشيد ، سايه كم مىشود . در اينجا بيان مىكند كه اين كار بر خداوند آسان است . برخى گويند : يعنى سايه را در نهان جمع مىكنيم . زيرا سايه يكباره از بين نمىرود ، بلكه تدريجاً برچيده مىشود .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً
: خدا كسى است كه شب را براى شما
هامش
( 1 ) - مؤلف بر حسب هيئت بطلميوسى كه زمين را مركز و خورشيد را متحرك ميداند ، سخن گفته است . لكن بر حسب هيئت جديد زمين متحرك و برگرد خورشيد مىچرخد . البته اصل مطلب صحيح است . يعنى اگر خدا بخواهد زمين را از حركت وضعى باز ميدارد و در نتيجه شب يا سايه ثابت مىماند .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 211 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى