سپس در مقام تبرئهء معبودهاى ايشان مىفرمايد :
فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ
: اكنون معبودها شما مشركين را تكذيب و گفتار شما را رد مىكنند . ( بنا بر قرائت ياء يعنى آنها بگفتار خويش شما را تكذيب مىكنند . )
فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً
: اكنون اين معبودهاى شما قادر نيستند كه عذاب را از شما دور كنند و شما را كمك دهند . ( بنا بر قرائت تاء ، يعنى شما نميتوانيد عذاب را از خود دور كنيد و خود را كمك دهيد . )
وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً
: كسى كه بوسيلهء شرك و ارتكاب گناه ، ظلم كند ، در آخرت او را عذابى سخت مىچشانيم . اكنون روى سخن به پيامبر است .
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي - الْأَسْواقِ
: پيش از تو هم هر پيامبرى فرستاديم ، غذا مىخورد و در بازارها راه مىرفت .
زجاج گويد : اين آيه پاسخ به ايراد آنهاست كه مىگفتند : چرا پيغمبر غذا مىخورد و در بازار راه مىرود ؟ يعنى در جواب آنها بگو : پيامبران پيشين نيز چنين بودهاند .
وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً
: ما بعضى از شما را وسيلهء آزمايش بعضى قرار دادهايم . يعنى فقير به غنى امتحان مىشود . زيرا مىگويد : كاش خداوند مرا هم مثل او غنى كرده بود . و نابينا به بينا امتحان مىشود . زيرا مىگويد : كاش خدا مرا هم مثل او بينا كرده بود . همچنين بيمار به سالم . برخى گويند : منظور اين است كه مؤمنين فقير گرفتار استهزاء قريش مىشوند . زيرا قريش مىگفتند : اينها افراد پست و بردگانند كه به محمد ايمان آوردهاند . اكنون خداوند به مؤمنين مىگويد :
أَ تَصْبِرُونَ
: آيا شما در برابر اين آزارها صبر مىكنيد ؟
وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً
: خداوند بصير است . شما صبر پيشه كنيد . در جاى ديگر در بارهء مؤمنين مىفرمايد :
« إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا »
( امروز آنها را بواسطهء اينكه صبر كردند پاداش مىدهم : مؤمنون 111 ) .