بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ
: اينها كه ترا تكذيب مىكنند نه بخاطر اين است كه تو طعام ميخورى و در بازارها راه مىروى بلكه بخاطر اين است كه قيامت و ثواب و عقاب را منكرند .
وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً
: براى آنها كه قيامت را تكذيب كنند ، آتشى شعلهور مهيا كردهايم .
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً
: آتشى كه هر گاه آنها را از فاصلهء صد سال يا يك سال راه بنگرد ، به هيجان مىآيد و فرياد خشمش بلند مىشود . در اينجا با اينكه آنها آتش را مىبينند ، مىگويد : هر گاه آتش آنها را ببيند .
زيرا اين تعبير بليغتر است . يعنى آتش با حالت خشم آنها را مىنگرد . البته ، خشم شنيدنى نيست كه آيه مىگويد : خشم آتش را مىشنوند . بلكه منظور اين است كه از وضع ظاهرى آن به خشمش پى مىبرند . گفتهاند : آتش جهنم چنان فرياد مىكشد كه هر كه صداى آن را بشنود بر زمين مىافتد . برخى گفتهاند : خشم از آتش و فرياد از اهل آتش است . يعنى خشم آتش را مىبينند و شيون و فرياد اهل آتش را مىشنوند .
وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً
: هنگامى كه دست بسته در جايگاه تنگى از جهنم قرار مىگيرند ، فرياد آنها بلند مىشود و براى خود درخواست مرگ مىكنند . در حديث است كه آنها در جهنم مثل ميخ كه در ديوار قرار گرفته ، محدود و تحت فشارند .
آن گاه فرشتگان در جواب آنها مىگويند :
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً
: امروز يك بار طلب مرگ نكنيد ، بلكه فراوان آرزوى مرگ كنيد . بهر صورت اين نالهها براى شما بىفايده است . زجاج گويد : يعنى مرگ شما بزرگتر از اين است كه با يك بار درخواست كردن به آن برسيد .
قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِيراً
:
بگو ، اين آتش بهتر است يا بهشت جاودان كه به پرهيزكاران وعده داده شده و پاداش