چنان كه مىفرمايد :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
( خزائن غيب پيش خداوند است : انعام 59 ) .
ابن عباس گويد : منظور كسى است كه وكيل و قيم مالك است در ملك و گلهاش .
او مىتواند از ميوهء درختان و شير گوسفندان استفاده برد . برخى گويند : هر گاه كليد ملكى در دست كسى باشد ، خزانهدار است و مىتواند به اندازه كمى از آن ملك بخورد .
برخى گويند : منظور اين است كه اگر سرپرستى طعامى از طرف مالك بعهدهء كسى گذاشته شده باشد . مىتواند از آن طعام بخورد .
أَوْ صَدِيقِكُمْ
: همچنين مىتوان از خانهء دوستان صميمى بدون اذن ايشان غذا خورد . دوست صميمى كسى است كه ظاهر و باطنش با انسان يكى باشد . كلمهء صديق هم مفرد است و هم جمع . امام صادق ( ع ) فرمود : به خدا او مردى است كه بخانهء دوست مىآيد و غذاى او را بدون اذنش مىخورد . در روايت است كه دوستى از دوستان ربيع بن خثيم داخل منزل او شد و از غذاى او خورد . وقتى كه ربيع به منزل آمد ، كنيز جريان را به اطلاعش رسانيد . گفت : اگر راست است ، آزادت كردم .
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً
: گناهى بر شما نيست كه دسته جمعى بخوريد يا جدا جدا . در بارهء اين قسمت چند وجه ذكر شده است : 1 - يكى از قبيلههاى كنانه رسمشان اين بود كه تنها غذا نميخوردند . گاهى اتفاق مىافتاد كه شتر خود را مدتى نمىدوشيدند تا كسى پيدا شود و شير دوخته را با او بخورند .
خداوند اعلام فرمود : كه اگر كسى تنها غذا بخورد گناهى بر او نيست . 2 - يعنى مانعى نيست كه ثروتمند در خانهء خود با فقير غذا بخورد ، زيرا ثروتمند به خانهء خويشاوند فقير خود مىرفت و او را بخانهء خود براى خوردن غذا دعوت مىكرد . 3 - رسم آنها اين بود كه اگر مهمانى بر آنها وارد مىشد ، غذا را با او ميخوردند . خداوند اجازه داد كه با مهمان غذا بخورند يا تنها اين اقوال بهمديگر نزديكند و بهتر حمل بر همهء اين معانى است .
فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ
: وقتى داخل خانهاى مىشويد بر يكديگر سلام كنيد . پس نظير :
« أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ »
است ( يكديگر را بكشيد : نساء