روند . بگو سوگند ياد نكنيد . طاعتى است معروف . خدا به كردارتان داناست . بگو خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را اطاعت كنيد و اگر روى گردان شوند ، بر اوست آنچه بدان تكليف شده و بر شماست آنچه بدان تكليف شدهايد و اگر او را اطاعت كنيد ، هدايت مىشويد و نيست بر پيامبر مگر اعلام آشكار . خداوند كسانى از شما را كه ايمان آورده و عمل صالح مىكنند وعده كرده كه همانطورى كه پيشينيان را خليفه كرد ، آنها را در روى زمين خليفه كند و دينشان را كه براى ايشان پسنديده است ، براى آنها تمكين بخشد و پس از ترس آنها را ايمنى بخشد كه مرا بپرستند و چيزى را شريك من نسازند و كسى كه بعد از آن كافر شود ، فاسق است .
قرائت :
استخلف : ابو بكر بضم تاء و ديگران بفتح خواندهاند .
ليبدلنهم : ابن كثير و ابو بكر و يعقوب و سهل به باب افعال و ديگران به باب تفعيل خواندهاند . تبديل تغيير حال و ابدال ، چيزى را بجاى چيزى گذاشتن است .
اعراب :
جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
: فعل محذوف و مصدر جانشين اسم فاعل و حال است .
طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ
: مبتداست و خبر آن حذف شده . يعنى : افضل لكم .
يعبدوننى : جمله مستأنفه يا حال .
مقصود :
به پيامبر خدا مىگفتند كه : سوگند به خدا ، اگر ما را امر به خروج و شركت در ميدان جنگ كنى ، ترا اطاعت ميكنيم . لذا مىفرمايد :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ
: آنها غليظترين سوگندها ياد كردند كه اگر ما را امر كنى كه به جنگ برويم ، مىرويم ، به آنها بگو : قسم نخوريد . اطاعت پيامبر ، از روى اخلاص و صدق ، بهتر است از قسمى كه تصديق آن نكنيد .
إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
: خداوند بكردار شما آگاه است و اگر به زبان