فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ
: خداوند هر كه را بخواهد گرفتار تگرگ مىكند و بوسيلهء تگرگ به زراعت و مال ايشان ضرر مىرساند و هر كه را بخواهد از آن مصون ميدارد . بنا بر اين اصابت تگرگ بلا و صرف آن نعمت است .
يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ
: شدت درخشندگى برقهاى آسمانى چنان است كه نزديك است بينايى را از چشمها سلب كند . مثل « يكاد البرق يخطف ابصارهم » ( نزديك است كه برق ديدهها را ببرد : بقره 20 ) .
يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
: شب و روز را خداوند در پى يكديگر قرار ميدهد و قسمتى از يكى از آنها كم كرده ، داخل ديگرى مىكند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ
: در اين كار خداوند براى صاحبان عقل و بصيرت ، دلالت و عبرتى است .
وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ
: خداوند هر حيوان جنبندهاى كه بر زمين حركت مىكند ، از نطفه آفريده است ، اينكه نطفه را آب ناميده ، بخاطر اين است كه اصل در آفرينش موجودات آب است ، در جايى ديگر ميفرمايد :
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
( هر موجود زندهاى را از آب آفريديم : انبياء 30 )
فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ
: دستهاى از موجودات زمينى ، مثل مار و ماهى و كرم بر شكم حركت مىكنند و دستهاى از آنها مثل انسان و مرغها بر دو پا راه مىروند و دستهاى ديگر ، مثل چهار پايان بر چهار پا راه مىروند . در اينجا از ذكر موجوداتى كه بيشتر از چهار پا دارند ، خوددارى كرده . علت اين است كه و لو حيوان بيشتر از چهار پا داشته
هامش
( مقتضاى اين بيان است كه خود ابر كوه تگرگ يا يخ است . خوشبختانه پس از اختراع هواپيما و امكان پروازهاى بلند اين حقيقت به ثبوت رسيد و خلبانان در ارتفاعات بيش از ده كيلومتر متوجه شدند كه در سطح بالاى ابرها پردههاى بافته شدهء از يخ وجود دارد . گويى ابر كوهى عظيم بوده كه قسمت بالاى آن از سوزنهاى يخ و برگههاى برف مستور و گاهى از تگرگ پوشيده شده بود . دانشمند شوروى كولوبكف چندين بار كوههاى ابر و كوههاى برف استعمال مىكند ( ر ك : باد و باران در قرآن 1344 قم ص 65 و 141 )