خلال : جمع خلل ، فرجهء ميان دو چيز برد : تگرگ سنا : درخشيدن
اعراب :
صافات : حال از « الطير »
مِنَ السَّماءِ
: « من » حرف ابتداء
مِنْ جِبالٍ
: « من » براى تبعيض . بدل از
« مِنَ السَّماءِ »
و « فيها » متعلق به محذوف صفت « جبال »
مِنْ بَرَدٍ
: « من » حرف جنس . متعلق به محذوف و صفت « جبال » و مفعول « ينزل » محذوف است .
عَلى بَطْنِهِ
: در محل نصب و حال و همچنين
« عَلى رِجْلَيْنِ »
و
« عَلى أَرْبَعٍ »
كلمههاى « من » به معنى « ما » است .
مقصود :
اكنون اين مطلب را بيان مىكند كه آيات خدا براى خداشناسان خردمند ، نور است . مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
: آيا نمىبينى كه تمام عقلاء در آسمانها و زمين خدا را تسبيح و تقديس و تنزيه ميكنند و او را از صفاتى كه لايق جنابش نيست پاك مىشمارند ؟ برخى گويند : تنها مقصود عقلاء نيست . بلكه غير عقلاء را هم شامل مىشود .
وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ
: و نيز مرغانى كه پرها را در هوا گشودهاند به زبان نياز و حدوث او را تسبيح مىكنند و بر قدرت نامتناهى او دلالت دارند .
كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ
: خداوند به نماز و تسبيح همهء آنها عالم است .
برخى گويند : نماز از انسان و تسبيح از ديگر موجودات است . برخى گويند : يعنى همهء موجودات به نماز و تسبيح خود آشنايند و آنها را به دقت انجام ميدهند . اما