شوند كه ميان آنها حكم كند ، گروهى از آنها اعراض ميكنند . اگر حق براى آنها وقوع پيدا كند ، با اعتقاد به آن روى آور مىشوند . آيا در دلشان مرض است يا شك دارند يا مىترسند كه خدا و رسولش بر آنها ظلم كنند ؟ بلكه اينان ستمكارانند .
گفتار مؤمنين اين است كه چون بسوى خدا و رسول دعوت شوند كه ميان آنها حكم كند ، گويند : شنيديم و اطاعت كرديم و اينان رستگارانند و هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند و از خدا بترسد و تقوى پيشه كند ، رستگار است .
قرائت :
يتقه : ابو جعفر و قالون از نافع و يعقوب بكسر قاف و كسر هاء - بدون اشباع - و ابو عمرو و حمزه و ابو بكر به سكون قاف و كسر هاء - بى اشباع و ديگران به كسر قاف و كسر هاء - با اشباع - خواندهاند . عدم اشباع هاء بخاطر اين است كه كسرهء قاف پيش از هاء لازم نيست و مىتواند در حالت رفع پيش از هاء ياء در آيد . وجه سكون هاء اين است كه : ياء و واوى كه به آن وصل مىشود ، زائد است . بنا بر اين ضمير مجرد از واو و ياء و بحسب اصل ساكن شده است .
ليحكم : ابو جعفر به صيغهء مجهول خوانده است .
لغت :
اذعان : پذيرش سريع حيف : ستم فوز : بهرهمند شدن از خير فراوان
شأن نزول :
گفتهاند : آيه در بارهء مردى از منافقين نازل شده است كه ميان او و يك يهودى اختلافى بود . يهودى او را دعوت كرد كه براى داورى خدمت رسول خدا روند ولى منافق ميخواست كه پيش كعب بن اشرف روند .
بلخى گويد : عثمان از على ( ع ) زمينى خريده بود كه بواسطهء بيرون آمدن سنگهايى از آن ميخواست رد كند . على ( ع ) قبول نكرد و فرمود : ميان من و تو پيامبر