وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً
: اگر كنيزان شما ارادهء پاكدامنى و ازدواج دارند ، آنها را مجبور به زنا نكنيد . اينكه شرط ارادهء تحصن مىكند بخاطر اين است كه اكراه در صورتى ممكن است كه آنها ارادهء تحصن داشته باشند و الا ، اكراه زمينهاى ندارد و زن در حال عدم ارادهء تحصن ، بالطبع بدنبال فحشاء مىرود ، اين است فائدهء شرط .
لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا
: جائز نيست آنها را به زنا وادار كنيد و از در آمد آنها و قيمت فرزندانشان استفاده ببريد .
گويند : عبد اللَّه بن ابى شش كنيز داشت كه آنها را مجبور به زنا مىكرد . پس از آنكه اين آيه نازل شد ، خدمت رسول خدا آمدند و شكايت كردند . خداوند هم فرمود :
وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ
: هر كس كنيزان خود را به زنا مجبور كند ، بداند كه خداوند نسبت به آنها آمرزگار و رحيم است .
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ مَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
:
هامش
( بلكه راهها و طرق مختلفى براى محدود كردن و خشكانيدن شجرهء خبيث آن مقرر داشته است .
اسلام ابتدا با منافع بردگى مبارزه كرد . در دنياى قديم بدهكارى كه از پرداخت بده خود عاجز بود به بردگى طلبكار در مىآمد . اسلام اين راه را بست ، در دنياى قديم سپاهيان مغلوب به اسيرى سپاهيان غالب در مىآمدند . اسلام شكست خوردگان بدر را كه اسير شده بودند ، به شرط تعليم بىسوادان و بعضى هم پرداخت غرامت آزاد كرد . سپس زمينههايى فراهم كرد كه در جامعهء اسلامى راه آزاد شدن بر روى بردگان باز باشد . يكى از مصارف زكات خريدن و آزاد كردن بردگان است . اگر مولايى جراحتى بر بندهء خود وارد كرد ، آن بنده آزاد است . افطار روزه و قتل خطا و مخالفت قسم كفاره دارد و ممكن است انسان براى اداى كفاره برده آزاد كند . يكى از راهها هم مكاتبه است كه آيهء فوق در اينباره توصيهء لازم كرده و حتى توصيهء كمك كرده و مخصوصا كه به اين شرط مكاتبه را توصيه كرده كه تقاضا كننده ، خيرى داشته باشد ، هيچ بعيد نيست كه منظور اين باشد كه اگر آزادى به نفع او باشد ، بايد به تقاضايش پاسخ مثبت داد . چه بسيار اتفاق مىافتد كه آزادى به سود او نباشد و شايد به همين علت است كه اسلام مبارزهء با بردگى را به صورت تدريجى اجرا كرده است .