و قيامت ، مثل فاصلهء ميان اين دو انگشت است . بعلاوه ، زمان با زيادى گذشته و كمى آينده ، همواره در حال نزديك شدن است و با ملاحظهء آنچه گذشته ، اندكى بيشتر باقى نمانده .
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
: اما آنها از نزديكى آن غافلند و از انديشه در باره آن و آماده شدن براى آن خوددارى ميكنند .
اين آيه تشويق مىكند كه انسان خود را براى قيامت آماده سازد .
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
:
هر آيه و سورهء تازهاى كه از جانب خداوند بر ايشان نازل مىشود ، مىشنوند ولى دقتى و تأملى در بارهء آن نميكنند ، بلكه ببازى و مسخره مىگيرند .
ابن عباس گويد : يعنى قرآن را از روى استهزا مىشنوند و دلشان غافل است كه از آنها چه ميخواهند ؟
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
: مشركين كه مردمى ستمكار هستند ، با يكديگر به راز و نياز پرداخته ، مىگويند : اين فرشته نيست .
بشرى است مثل شما !
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
: آيا شما كه ميدانيد او سحر مىكند ، سحرش را مىپذيريد ! ؟
از دو راه ميخواستند مردم را از او متنفر كنند : 1 - او بشر است . 2 - او ساحر است .
برخى گفتهاند : « اسروا » يعنى اين سخن را ظاهر كردند . اما معنى اول صحيحتر است .
اكنون پيامبر خود را دستور داده ، مىفرمايد :
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
: بگو خدايى كه مرا آفريد و برگزيد ، اسرار همه را ميداند و هيچ چيز در آسمان و زمين از او پوشيده نيست .
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
: او سخن آنها را مىشنود و كارها و اسرار درونى