گفت : خدايم سخن را در زمين و آسمان ميداند . او شنوا و داناست . بلكه گفتند :
خوابهاى پريشان است . بلكه : جعل دروغ كرده است . بلكه او شاعر است . همانطور كه صاحبان مقام رسالت با آيت و معجز فرستاده شدند ، او نيز براى ما آيت و معجزى بياورد .
قرائت :
قال ربى : حمزه و كسايى و حفص به الف و ديگران « قل » خواندهاند .
اعراب :
مِنْ ذِكْرٍ
: در محل رفع و فاعل .
مِنْ رَبِّهِمْ
: صفت « من ذكر » .
استمعوه : حال به اضمار « قد »
هُمْ يَلْعَبُونَ
: حال از ضمير « استمعوا » .
لاهية : حال از ضمير « يلعبون » .
الَّذِينَ ظَلَمُوا
: در محل رفع و بدل از ضمير « اسروا » يا خبر مبتداى محذوف يا فاعل « اسروا » بنا بلغت « اكلونى البراغيث » در اين صورت و او « اسروا » حرف است و علامت جمع مثل تاء « قالت » . ممكن است . « الذين » در محل نصب و مفعول فعل محذوف باشد .
مقصود :
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ
: وقت حساب مردم - يعنى قيامت - نزديك شده است .
در جاى ديگر مىگويد :
« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ . . . »
( سورهء قمر 1 ) يعنى هنگام محاسبه و پرسش از نعمتها و اينكه آيا سپاسگزار بودند يا نه ؟ و از اوامر كه آيا اطاعت كردند يا نه و از نواهى كه آيا اجتناب كردند يا نه ؟ نزديك شد .
اينكه مىفرمايد : نزديك شد ، بخاطر اين است كه حتمى الوقوع است و چيز حتمى الوقوع نزديك است . وانگهى يكى از شرايط قيامت بعثت رسول اعظم اسلام است . چنان كه فرمود :
« بعثت انا و الساعة كهاتين »
من مبعوث شدم و فاصلهء ميان من