ابن عباس مىگويد : موسى گوساله را سوزاند و خاكسترش را به دريا ريخت و اين دلالت دارد بر اينكه حيوانى بود داراى گوشت و خون .
بنا بر قرائت ديگر ، موسى گوساله را قطعه قطعه كرد و قطعات آن را در دريا ريخت .
بهر حال قرآن ميخواهد بگويد : چيزى كه قابل سوختن و خرد كردن است ، لايق پرستش نيست .
امام صادق ميفرمايد : موسى ميخواست سامرى را بكشد . خداوند فرمود :
او را نكش زيرا سخى است .
آن گاه موسى رو بقوم خود آورده ، گفت :
إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
: آن خدايى كه يكتا و بيهمتاست ، سزاوار پرستش است .
وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
: او همه چيز را بطور كامل ميداند .
اين جمله از لحاظ فصاحت بسيار عجيب است و دلالت دارد بر اينكه « معدوم » نيز « شىء » است زيرا براى خدا معلوم است .
سپس به پيامبر اسلام مىفرمايد :
كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ
: همانطورى كه قصهء موسى و قومش را براى تو بيان كرديم ، قصهء ساير گذشتگان را نيز براى تو مىگوييم .
وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً
: ما قرآن را از جانب خويش به تو داديم . در اينجا مراد از ذكر قرآن است ، زيرا تذكرى است نسبت به همهء امور دينى .
پس كسانى را كه از قرآن اعراض كرده و از ايمان خوددارى ميكنند ، تهديد كرده ، مىفرمايد :
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً
: كسانى كه از قرآن روى - گردان شوند ، بار سنگين و غير قابل تحمل گناه را در روز واپسين بدوش خواهند كشيد .
خالِدِينَ فِيهِ وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا
: بار گناهى كه عذابش براى ايشان