ترجمه :
موسى گفت : برو . سزاى تست كه در زندگى بگويى ، تماسى نيست و ترا وعدهاى است كه تأخير نخواهد شد . بنگر بخدايت كه او را مىپرستيدى ، كه او را به آتش مىسوزانيم . آن گاه متلاشيش كرده به دريا مىريزيم . همانا خداى شما كسى است كه جز او خدايى نيست و علمش همه چيز را فرا گرفته است . اينچنين ، داستانهاى گذشتگان را براى تو ذكر مىكنيم و از جانب خويش قرآن را به تو داديم . هر كس از آن اعراض كند ، روز قيامت بار گناه بر دوش دارد و هميشه گرفتار عذاب آن است . بد بارى در روز قيامت بدوش دارند . روزى كه نفخ صور مىشود و مجرمين را در آن روز نابينا محشور مىكنيم . آهسته به يكديگر ميگويند : ده شب بيشتر نمانديد . ما به آنچه ميگويند ، داناتريم كه هشيارترين ايشان ميگويد : يك روز بيشتر نمانديد . ترا از كوهها مىپرسند . بگو : خدايم آنها را متلاشى كرده ، ببادشان ميدهد و آنها را به صورت بيابانهاى هموار درمىآورد كه در آنها ، هيچگونه پستى و بلندى نبينى .
قرائت :
لن تخلفه : ابن كثير و بصريان - بجز سهل - بكسر لام و ضرير بنون و كسر لام و ديگران بفتح لام خواندهاند .
ابو على مىگويد : اين فعل متعدى به دو مفعول مىشود و چون فعل مجهول است ، يكى از مفعولها جايگزين فاعل شده است و بنا بر اين بصيغهء مجهول معنى روشنتر است .
لنحرقنه : ابو جعفر بفتح نون و سكون حاء و تخفيف راء خوانده است ( قرائت على ( ع ) و عباس نيز همين است ) طبق اين قرائت ، يعنى قطعه قطعه مىكنيم آن را .
ينفخ : ابو عمرو به نون و معلوم و ديگران به ياء و صيغهء مجهول خواندهاند .
لغت :
ظلت : اين كلمه در اصل « ظللت » بوده كه پس از حذف لام بعضى بفتح ظاء و بعضى بكسر ظاء ميخوانند .