تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
داديم تا با سوق آنها بقربانگاه و قربانى آنها و اطعام مستمندان ، عبادت كنيد و پاداش بگيريد .
لَكُمْ فِيها خَيْرٌ
: در اين قربانيها براى شما خير دنيا و آخرت است . يا اينكه فقط خير آخرت است . چه مطلوب اصلى همان است .
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ
: در حال نحر آنها بپاى ايستيد و به - سنت و آئين رسول اعظم اسلام مقيد باشيد و بگوئيد : « اللَّه اكبر ، لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر اللهم منك و لك » . برخى گويند : منظور اين است كه يكى از دستهاى شتران را ببنديد و آنها را به صف بپاى داريد تا بر يكديگر سبقت نگيرند . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه شتران را بپاى دارند و دستهاى آنها را به يكديگر ببندند . اين در مورد شتر است و اما گاو بايد دستها و پاهايش را بست و دمش را آزاد گذاشت و اما گوسفند بايد سه دست و پايش را بست و يكى را باز گذاشت .
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها
: همين كه حيوان بر زمين افتاد و جان داد ، از گوشت آن بخوريد .
وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ
: قانع كسى است كه به آنچه به او ميدهند يا دارد قناعت مىكند و معتر كسى است كه سؤال مىكند . برخى گويند : قانع كسى است كه سؤال مىكند و معتر كسى است كه خود را در معرض اطعام قرار ميدهد و سؤال نميكند . امام باقر و امام صادق ( ع ) ميفرمايند : قانع كسى است كه بهر چه به او دادى اكتفاء مىكند و خشم نميگيرد و ترشرويى نميكند و چهره در هم نمىكشد و معتر كسى است كه دست خود را دراز مىكند كه به او خوراك داده شود . در روايت حلبى است كه امام صادق ( ع ) فرمود : قانع كسى است كه سؤال مىكند و به آنچه به او دهند قناعت مىكند و معتر آن است كه مىآيد و سؤال نميكند .