تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
برميگردد و اگر مجهول بخوانيم « للذين » در محل رفع و نائب فاعل است ، و اگر دومى را معلوم بخوانيم . ضمير جمع فاعل آن و اگر مجهول بخوانيم نائب فاعل آن است . هدمت : اهل حجاز بدون تشديد خوانده‌اند . اگر به تشديد بخوانيم مخصوص كثرت است و اگر بدون تشديد بخوانيم مشترك است ميان قلت و كثرت .

لغت :

بدن : جمع بدنه : شتر فربه وجوب : افتادن صواف : جمع صافّ : به صف ايستادگان قانع : قناعت كننده‌اى كه آبروى خود را نريزد . معتر : كسى كه سؤال كند . صومعه : محل تجمع مسيحيان . بيع : كنيسهء يهوديان .

اعراب :

بدن : منصوب به فعل مقدر صواف : حال
الَّذِينَ أُخْرِجُوا
: در محل جر و بدل از
« لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ »
يا خبر مبتداى محذوف يا منصوب بفعل محذوف .
إِلَّا أَنْ يَقُولُوا
: استثناء در اينجا براى نقض نفى است . يعنى « الا بقولهم » بعضهم : بدل از « الناس » بدل بعض از كل .

مقصود :

در اينجا بذكر شعائر پرداخته ، مىفرمايد :
وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ
: شتران درشت اندام و بقولى گاوان و شتران را كه براى قربانى قابل استفاده هستند ، از نشانه‌هاى دين و مناسك حج قرار