لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ
: مبتدا و خبر و جمله خبر بعد از خبر براى « من يجادل »
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ
: ممكن است مبتدا و خبر و ممكن است « ذلك » خبر مبتداى محذوف باشد .
مقصود :
خداوند سبحان ادلهء قيامت را ذكر كرد . اكنون ميفرمايد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ
: آنچه در بارهء خلق انسان و روييدن گياهان گفته شد ، بخاطر اين است كه : خداوند حق است . پس بدانند كه فقط اوست كه سزاوار پرستش است .
وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى
: و اوست كه مردگان را زنده مىكند . زيرا كسى كه قادر بر انشاء و آفرينش خلق است ، قادر بر اعادهء خلق نيز هست .
وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
: و او بر هر كارى قادر است . معدومات را موجود مىكند و موجودات را فانى مىسازد و دوباره آنها را باز ميگرداند و قدرت او را حدى و نهايتى نيست .
وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها
: و بدانند كه قيامت فرا مىرسد و در بارهء آن شكى نيست .
وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ
: و خداوند مردگان را از قبرها براى حساب و جزاء خارج مىگرداند . زيرا دلائل گذشته ، معاد را اثبات كردند .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ
: دستهاى بدون داشتن دانش و هدايت و كتاب روشنى بخش كه راهنماى حق باشد ، در بارهء خداوند مجادله ميكنند . يعنى تابع دليل عقل و سمع نيستند . بلكه از روى هوس و تقليد سخن مىگويند .
از اين آيه استفاده مىشود كه جدال با داشتن علم ، خوب و بدون آن بد است .
زيرا جدال عالمانه ، انسان را به اعتقاد حق وادار مىكند و جدال غير عالمانه به اعتقاد باطل .
ثانِيَ عِطْفِهِ
: در حالى كه تكبر مىورزند . عرب مىگويد : « ثنى فلان عطفه »