تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
تفسير :
« إِنِّي سَقِيمٌ »
( صافات 89 ) گفته‌اند : يعنى من به زودى بيمار مىشوم . زيرا چون در ستارگان نگريست ، دانست كه در يك زمان معين گرفتار تب خواهد شد . برخى گفته‌اند : يعنى من به نظر شما بخاطر دعوتم بيمارم . در جاى خود در اينباره سخن خواهيم گفت . و اما اينكه همسرش ساره را خواهر معرفى كرد ، منظور خواهر دينى است . قرآن مىگويد :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
( حجرات 10 ) مؤمنين با يكديگر رابطهء اخوت دارند . بهر صورت ، دروغ گفتن به هيچ وجهى پسنديده نيست ( و در مورد ابراهيم بايد گفت چون ناچار بود و ميخواست معارضه كند ، مطلب را به نحوى ادا كرد كه دروغ نگفته باشد . و لو اينكه آنها خلاف مقصود ابراهيم را فهميده باشند . وانگهى اين نحو سخن گفتن براى كسى كه در مقام معارضه است و ميخواهد طرف را الزام به حق كند . حمل بر دروغگويى نميشود ) .
فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ
: آنها به يكديگر توجه كرده ، گفتند : شما ستمكاريد . زيرا چيزهايى پرستيده‌ايد كه نميتوانند از خويش دفاع كنند . و حرف او صحيح است . برخى گويند : يعنى به عقل خويش مراجعه كردند و بانديشه فرو رفتند و بصدق گفتار ابراهيم پى بردند و از جوابش عاجز ماندند . از اينرو خداوند سخن حق را بر زبانشان جارى كرده ، گفتند : شما در سؤال از اين مرد ستمكاريد . خدايان حاضرند ، از خودشان بپرسيد .
ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ
: سپس سر به زير انداختند . زيرا متحير شدند و دانستند كه خدايان سخن نميگويند و خود به خطاى خود اعتراف كرده ، گفتند :
لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ
: تو ميدانى كه اينها سخن نميگويند . چگونه از آنها سؤال كنيم .
قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ
: ابراهيم بدنبال
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 139 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى