تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
اين مطلب را براى امام هشتم ( ع ) نوشتند . امام هشتم در پاسخ نوشت : - موسى به سراغ آن عالم رفت و او را در جزيره‌اى از جزاير دريا پيدا كرد و بر او سلام كرد . در آن جزيره ، سلام كردن معمول نبود ، از اينرو مرد عالم از ديدن موسى و سلامش تعجب كرده ، پرسيد : - تو كيستى : گفت : - من موسى بن عمرانم . گفت : - تو همان موسى بن عمران هستى كه خداوند با او تكلم مىكند ؟ پاسخ داد : - آرى : پرسيد : - چه كارى دارى ؟ گفت : - آمده‌ام كه از آنچه آموخته‌اى ، مرا ياد دهى . پاسخ داد : - من به امرى گمارده شده‌ام كه ترا طاقت آن نيست ! و تو به امرى گمارده شده‌اى كه مرا طاقت آن نيست !
لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ
: من هم چنان از اين راه ميروم ، تا وقتى كه به محل تلاقى درياى فارس و درياى روم برسم . قتاده گويد : در جانب مغرب آن ، درياى فارس و در جانب مشرق آن ، درياى روم است . محمد بن كعب گفته است : طنجه و بروايتى ديگر : افريقيه است . آنجا محلى بود كه قرار بود با خضر ملاقات كند .
أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً
: يا اينكه مدتى دراز بسر برم . ابن عباس گويد : حقب ، يعنى مدت دراز . مجاهد گويد : يعنى هفتاد سال . عبد اللَّه بن عمر گويد : يعنى هشتاد سال .