افكندهايم تا اين پندهاى قرآنى را درك نكنند .
وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
: و گوش آنها را باثقل سامعهاى كه در آن افكندهايم ، كر ساختهايم تا نشنوند .
سابقاً اين مطلب را بيان داشتهايم . منظور اين است كه ما دل دانا و گوش شنوا را از آنها سلب كردهايم . در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً
( لقمان 7 : هر گاه آيات ما بر او خوانده شود ، از روى تكبر روىگردان مىشود ، گويى آن را نشنيده و گويى در گوشهايش سنگينى است . )
وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً
: در اينجا خداوند متعال خبر مىدهد كه آنها هرگز ايمان نمىآورند . اين خبر واقعيت داشت و آنها سرانجام با كفر از اين جهان رفتند .
وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ
: پروردگار تو كسى است كه عيب بندگان را ميپوشد و گناه آنها را مىآمرزد و نسبت به خلق ، صاحب فضل و نعمت است .
برخى گويند : غفور ، توبه پذير است .
« ذُو الرَّحْمَةِ »
يعنى به آنها كه اصرار بر گناه دارند ، مهلت مىدهد و در كيفر آنها تعجيل نمىكند .
برخى گويند : غفور ، يعنى خداوند در اين دنيا مردم را مؤاخذة نميكند .
« ذو الرحمة » يعنى آنها را مهلت مىدهد كه توبه كنند .
لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا
: اگر خداوند مردم را بكردارشان مؤاخذه ميكرد ، در عذاب آنها تعجيل ميكرد . لكن روز قيامت ، موعد مؤاخذه و عذاب آنهاست كه در قبال آن پناهگاهى ندارند . اين معنى از ابن عباس و قتاده است . مجاهد گويد : يعنى جاى محكمى نمى - يابند . ابو عبيد گويد : يعنى راه نجاتى نمىيابند كه نجاتشان دهد . گفته مىشود :
« لا والت نفسه » يعنى نجات نيافت . شاعر گويد :
و قد اخالس رب البيت غفلته * و قد يحاذر منى ثم لا يئل