عضب به سوى آنها رو مىآورند . اين معنى از ابن عباس است .
برخى گويند : اين آيه شامل همهء گنهكارانى كه مرتكب كبيره شدهاند ، مىشود .
فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها
: آنها يقين پيدا مىكنند كه در آتش داخل مىشوند و در عذاب آن گرفتار ميشوند .
وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً
: و جايى نمىيابند كه به آن پناه برند و خود را از عذاب ، خلاص كنند .
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
: ما در اين قرآن ، براى مردم مثلهاى مختلفى آوردهايم .
تصريف ، اين است كه مثالها را به انواع مختلف ، بيان كنند تا مردم در بارهء آنها بينديشند .
تفسير اين جمله ، در سورهء بنى اسرائيل گذشت .
وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
: انسان ، زياد مجادله مىكند . ابن عباس گويد : منظور نضر بن حارث است . كلبى گويد : منظور ابى بن خلف است . زجاج گويد :
منظور ، انسان كافر است . چنان كه مىفرمايد :
وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ
( كهف 56 :
مردم كافر به باطل مجادله كنند ) .
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
: با اينكه دلائلى روشن در دسترس مردم قرار گرفته و حق آشكار شده است ، چه مانعى بر سر راه آنها هست كه ايمان نمىآورند و خدا را در برابر معصيتهاى خود استغفار نمىكنند ؟ حتماً ميخواهند همانطورى كه نسبت به گذشتگان سنت ما بوده است كه آنها را گرفتار عذاب و هلاك ميكرديم ، براى اينان نيز عذاب و بلا بفرستيم .
بطورى كه غافلگير شوند و ناخودآگاه ، تباه گردند .
أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا
: يا اينكه ميخواهند عذاب ما را بالعيان ، در برابر خود بنگرند . مقصود اين است كه : آنها با خوددارى از ايمان و استغفار ، بمنزلهء كسى هستند كه طلب عذاب ميكنند تا از روى ترس ، ناچار شوند و ايمان بياورند ، زيرا