انتظار دارند طريقهء گذشتگان تكرار شود ، يا اينكه عذاب در مقابل آنها قرار گيرد .
ما پيامبران را جز براى بشارت و انذار نفرستادهايم . مردم كافر به باطل مجادله مىكنند تا حق را به آن باطل سازند و آيات مرا و آنچه كه ايشان را بدان بيم دادهاند مسخره گرفتهاند .
قرائت :
قبلا : اهل كوفه ، اين كلمه را به دو ضمه و ديگران به كسر قاف و فتح باء خواندهاند . وجه آن را در سورهء انعام گفتهايم .
لغت :
مواقعه : نزديك شدن به چيزى با شدت . وقايع حروب : جنگهايى كه گريبانگير مردم شدهاند . توقع يعنى انتظار واقع شدن چيزى .
مصرف : راه بازگشت . شاعر گويد :
أزهير هل عن شيبة من مصرف * ام لا خلود لباذل متكلف
يعنى : اى زهير ، آيا راهى براى بازگشت از پيرى هست ؟ بلكه آيا بذل - كنندهاى كه خود را به زحمت مىاندازد جاويد مىماند ؟ ! تصريف : گرداندن معنى در جهات مختلف .
ادحاض : چيزى را به هلاكت كشاندن . « مكان دحض » يعنى جايى كه پا را بلغزاند .
اعراب :
أَنْ يُؤْمِنُوا
: در محل نصب است . يعنى « ما منع الناس من الايمان الا طلب ان يأتيهم » بنا بر اين
« أَنْ تَأْتِيَهُمْ »
در محل رفع است .
ما أُنْذِرُوا
: در محل نصب و عطف است بر « آياتى » .
هزوا : مفعول دوم « اتخذوا » .
مقصود :
اكنون خداوند به بيان حال مجرمين پرداخته ، مىفرمايد :
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ
: مشركين شعلههاى آتش را مىنگرند كه با خشم و