تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
برخى گويند : همه در يك صف هستند .
لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
: به آنها گفته مىشود : اكنون با ضعف و فقر ، در جايى نزد ما آمده‌ايد كه جز ما احدى حق حكومت ندارد . چنان كه در آغاز خلقت نيز مالك چيزى نبوديد و فقير و ناتوان بوديد . برخى گويند : يعنى از مال و اولاد و خدمتگزارانى كه در دنيا داشتيد ، اكنون چيزى براى شما باقى نمانده است ، كه از آنها نفعى عايد شما بشود ، همانطورى كه در آغاز خلقت نيز هيچ چيز نداشتيد . از پيامبر گرامى روايت است كه : مردم در روز قيامت ، پا برهنه و عريان محشور ميشوند . عايشه عرض كرد : - يا رسول اللَّه ، آيا از يكديگر خجالت نميكشند ؟ فرمود : - هر كسى به كار خود مشغول است .
بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
: به آنها نيز گفته مىشود : ولى شما در دنيا گمان ميكرديد كه ما وعده‌گاهى براى بعث و جزاى شما قرار نداده‌ايم .
وَ وُضِعَ الْكِتابُ
: كتاب‌هاى عمل بنى آدم در دستهاى ايشان گذارده مىشود . در اينجا كتاب اسم جنس است . كلبى گويد : منظور از كتاب ، حساب است . يعنى دفتر محاسبات ، در آنجا گذارده مىشود و به حساب اعمال ايشان رسيدگى مىشود .
فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ
: اگر به مجرمين نگاه كنى ، مىبينى از مشاهدهء اعمال زشتى كه در كتاب عملشان ثبت است ، مىترسند .
وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
: كلمهء « ويل » را انسان هنگامى مىگويد كه گرفتار سختى و مشقت شده باشد . در اين حالت براى خود آرزوى هلاك مىكند . مردم مجرم مىگويند : واى بر ما ! اين چه كتابى است كه هيچ گناه كوچك و
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 76 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى