تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
ناز و نعمت محروم و بكفى نان نيازمند بود . ثروتمند مغرور ، بر همسايهء مستمند خود فخر فروشى كرده ، گفت : من از تو ثروتمندترم و نفرات بيشترى دارم . اين گفتار ، با ظاهر آيات سازگارتر است .
جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ
: به يكى از آنها دو باغ بخشيديم كه درون آنها را درختان انگور و اطراف آنها را درختان خرما فرا گرفته بود .
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً
: و در ميان آن دو باغ مزرعه‌اى قرار داده و نعمت انگور ، خرما و زراعت را براى او كامل ساخته بوديم .
كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً
: هر يك از اين دو باغ ، ثمر خود را بدون كم و كاست ، بطور كامل مىداد . شاعر گويد :
و يظلمنى مالى كذا و لوى يدى * لوى يده اللَّه الذى هو غالبه
يعنى : مالم را كم ميدهد و دستم را كوتاه مىكند . خداوند - كه بر او غالب است - دستش را كوتاه كند . علت اينكه ميوه را « اكل » ناميده ، اين است كه خوردنى است .
وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً
: و ميان اين دو باغ را نهرى جارى ساختيم كه هر دو را مشروب سازد و آب را از آنها دور نباشد و بدون رنج و زحمت ، آب به آنها برسد و ميوهء بيشتر و خوبتر بدهند .
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ
: برخى گويند : يعنى درخت خرما داراى ثمر بود . ابن عباس گويد : يعنى براى صاحب باغ ، از غير اين باغها نيز ميوه‌هايى بود ، چنان كه گاهى مردم مالك ميوهء درخت هستند نه خود درخت . مجاهد گويد : يعنى اين مرد ، علاوه بر اين دو باغ داراى طلا و نقره بود . قتاده و ابن عباس - بنا بروايت ديگر - گويند : صاحب باغ ، علاوه بر اين باغها اموال بسيارى داشت .
فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً
: ثروتمند مغرور و از خدا بى خبر ، گفتگوى خود را با همسايهء فقير و پاكدل خود آغاز كرده ، گفت : مال