تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

لغت :

حف القوم بالشىء : قوم آن شىء را طواف كردند . « حفافا الشيء » : دو طرف آن . شاعر گويد :
كان جناحى مضرحى تكنفا * حفافيه شكا فى العسيب بمسرد
يعنى گويى موهاى بلند دم آن شتر ، همچون بالهاى باز شكارى هستند كه از دو طرف او را محاصره كرده و بوسيلهء سوزن به گوشت وصل شده‌اند . محاوره : گفتگو .

اعراب :

آتت : با اينكه مرجع ضمير « كلتا » است ، فعل را مفرد آورده ، زيرا « كلتا » به منزله « كل » است . اگر هم مثنى آورده بود ، صحيح بود . شاعر گويد :
و كلتاهما قد خط لى فى صحيفتى * فلا العيش اهواه و لا الموت ارواح
يعنى : هر دو در كتاب سرنوشت من ، نوشته شده است ، نه زندگى را دوست ميدارم ، نه از مرگ لذتى مىبرم .

مقصود :

اكنون خداوند متعال ، داستانى را شرح مىدهد كه مردم با شنيدن و خواندن آن قدرى به خود آيند ، خدا را اطاعت كنند و از معصيت و كفران نعمت ، دست بكشند . به همين منظور پيامبر خود را مخاطب ساخته ، مىفرمايد :
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ
: از ابن عباس روايت شده است كه منظور دو شاهزادهء بنى اسرائيلى است . شاه بمرد و ثروت بيكرانى براى شاهزاده‌ها باقى گذاشت . يكى از آن دو ، مردى مؤمن بود . حقش را گرفت و در راه تقرب به خداوند متعال ، بكوشش پرداخت . ديگرى نيز حق خود را - كه قسمتى از آن همين باغ بود - گرفت و بهرزگى افتاد . در تفسير على بن ابراهيم است كه : منظور مردى است كه دو باغ بزرگ داشت كه از آنها ميوه‌اى فراوان بدست مىآورد . در همسايگى او مردى فقير بود كه از اين
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 59 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى