واو و سكون لام قرائت كردهاند . بصريان و ابن كثير و خلف فقط در سورهء نوح بضم واو خواندهاند . ديگران همه جا بفتح واو و لام قرائت كردهاند . ابو على گويد : ممكن است بضم واو جمع باشد . مثل : اسَد و اسْد و ممكن است مفرد باشد ، مثل : حزن و حَزَن و حُزْن و عَرب و عُرْب . در شعر زير مفرد استعمال شده است :
فليت فلاناً كان فى بطن امه * و ليت فلاناً كان ولد حمار
يعنى : كاش فلان كس در شكم مادرش بود و كاش فلان كس بچهء الاغ بود .
اعراب :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا . . .
أَطَّلَعَ . . .
: موصول مفعول اول و استفهام در محل مفعول دوم است .
كلا : اين كلمه براى زجر و ردع و تنبيه است . ابو حاتم گويد : اين كلمه در قرآن به دو معنى به كار مىرود : 1 - يعنى چنين نيست 2 - تنبيه .
شأن نزول :
در روايت صحيح از خباب بن ارت ، نقل شده است كه مىگفت : من مردى غنى بودم و از عاص بن وائل طلبى داشتم . هنگامى كه طلبم را از او مطالبه كردم ، گفت : طلبت را نمىدهم ، جز اينكه به محمد ( ص ) كافر شوى . گفتم : هرگز به او كافر نمىشوم . تا اينكه بميرى و مبعوث شوى . گفت : پس از مرگ زنده مىشوم و هنگامى كه بر سر مال و فرزند بازگشتم ، دينم را ادا مىكنم . از اينرو خداوند : فرمود :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا . . .
مقصود :
اكنون خداوند در وصف مؤمن مىفرمايد :
وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً
: گويند : منظور اين است كه خداوند بر هدايت كسانى كه بوسيلهء اديان منسوخ هدايت شدهاند ، بوسيلهء قرآن كه ناسخ اديان است ، مىافزايد . اين معنى از مقاتل است . برخى گويند : يعنى از راه كمك و توفيق بر طاعت ، راه تحصيل خشنودى خود را به ايشان نشان مىدهد . مقصود اين است كه دلايل خود را به ايشان نشان مىدهد و الطاف خود را بر ايشان ارزانى مىدارد تا به -