علت اينكه مخفيانه دعا كرد ، اين بود كه مىترسيد مردم او را مسخره كنند كه به پيرانهسر ، فرزند مىخواهد !
قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
: گفت : خدايا ، استخوانهايم سست و سرم سپيد شده است ، بديهى است كه هر گاه استخوانها با آن همه صلابت ، سست شوند ديگر تكليف گوشت و عضله و رگ و اعصاب معلوم است . برخى گفتهاند : علت اينكه از ضعف استخوان شكايت مىكند ، اين است كه : نيرو و استقامت بدنش كم شده بود . اينكه از سپيدى سر شكايت مىكند ، منظورش اين است كه اكنون قاصد مرگ بر سرم نشسته و ناگزيرم مرگ را در آغوش كشم ! اين اوصاف را براى معرفى خود نگفت ، بلكه به منظور خشوع و تواضع بر زبان آورد .
وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
: من از استجابت تو مأيوس نيستم ، زيرا همواره به من لطف داشته و دعاهايم را مستجاب كردهاى . اكنون نيز اميدوارم دعايم را مستجاب كنى و مرا نوميد بر نگردانى .
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي
: بيم آن دارم كه پس از من موالى وارثان من شوند و تركهء مرا تصاحب كنند .
ابن عباس گويد : منظور از موالى كلاله - يعنى خويشاوندان پدرى و مادرى - است . برخى گفتهاند : منظور عصبه - يعنى خويشاوندان پدرى - است . از امام باقر ( ع ) نقل شده است كه منظور عموها و پسر عموهاست .
جبائى گويد : منظور پسر عموهاست كه از اشرار بنى اسرائيل بودند . كلبى گويد :
مقصود ورثه است .
وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً
: اما زن من نيز نازا است .
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
: به من فرزندى ببخش كه بميراث من اولويت داشته باشد و از من و از آل يعقوب ، ارث ببرد . منظور يعقوب ، بن ماتان برادر عمران بن ماتان - پدر مريم - است . اين قول از كلبى و مقاتل است . سدى گويد :
منظور يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم است . زيرا زكريا شوهر خالهء مريم بود و نسب همسرش