عذرى ندارم .
جعل : احداث بناء ، ايجاد ديگرگونى ، حكم كردن و وادار كردن بكارى .
اعراب :
ذكر : خبر مبتداى محذوف . يعنى « هذا الذى يتلوه عليك . . . » اين مصدر به مفعول اضافه شده است .
رحمة : مصدر مضاف بفاعل . مفعول آن « عبده » ، « زكريا » بدل براى « عبده » .
رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي
: تفسير براى
نِداءً خَفِيًّا
شيبا : تميز نسبت .
دعائك : به تقدير « دعائى اياك » بنا بر اين مصدر اضافه به مفعول شده است .
مقصود :
كهيعص
: در اول سورهء بقره در بارهء حروف معجم كه در اوائل سورهها هستند ، گفتگو كردهايم . از ابن عباس نقل شده است كه : كاف از كريم و هاء از « هادى » و ياء از حكيم و عين از عليم و صاد از صادق است . عطا و كلبى از وى نقل كردهاند كه يعنى :
« كاف لخلقه هاد لعباده يده فوق ايديهم عالم ببريته صادق وعده » بنا بر اين هر كدام از اين حروف ، بر يكى از صفات خداوند دلالت دارد . از امير المؤمنين ( ع ) نقل شده است كه در دعا گفت :
اسألك يا كهيعص
.
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
: اين است داستان اجابت خداوند از بندهء خود زكريا . وى يكى از پيامبران بنى اسرائيل و از اولاد هارون بن عمران - برادر موسى - است كه از خداوند طلب فرزند كرد و دعايش مستجاب شد . برخى گويند :
يعنى اين است داستان يادى كه خداوند بوسيلهء رحمت از بندهء خود زكريا كرد .
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا
: وى در نهان خداى خود را خواند و حاجت خود را از او خواست . از اينجا بر مىآيد كه مستحبّ است دعا مخفيانه بشود و چنين دعائى به اجابت نزديكتر است . در حديث است كه :
خير الدعاء الخفى و خير الرزق ما يكفى
يعنى بهترين دعاها دعاى مخفى و بهترين روزيها ، روزى كافى است . برخى گويند :