تعداد آيات :
كوفيان مىگويند شش آيه و ديگران مىگويند پنج آيه است . اختلاف در
« كهيعص »
است .
قرائت :
كهيعص : ابو عمرو به امالهء هاء و فتح ياء خوانده است . ابو على فارسى گويد :
اين حروف در حقيقت اسم هستند و از اين جهت امالهء آنها جايز است . كسايى ياء را هم اماله كرده است .
يرثنى و يرث : ابو عمرو و كسايى هر دو فعل را بجزم خواندهاند . وجه آن اين است كه در جواب دعا واقع شدهاند .
لغت :
وهن : سستى .
اشتعال : شعلهور شدن آتش . جملهء « اشتعل الرأس شيبا » از بهترين استعارات است . يعنى پيرى همچون شعلهء آتش ، موهاى سر را فرا گرفت . شاعر گويد :
ان ترى رأسى امسى واضحا * سلط الشيب عليه فاشتعل
يعنى : اگر سرم را آشكار مىنگرى ، بخاطر اين است كه آتش پيرى در آن افروخته شده است .
دعاء : نيايش و درخواست حاجت در مقابل دعا ، اجابت و در مقابل امر طاعت است .
موالى : جمع مولى يعنى پسر عموها كه تابع نسب هستند . ابن انبارى در كتاب « مشكل القرآن » گويد : مولى به هشت معنى اطلاق مىشود : منعمى كه آزاد كند ، شخصى كه آزاد شود ، دوست ، سرپرست و صاحب اختيار ، پسر عمو ، همسايه ، داماد و هم قسم . او براى هر يك از اين معانى شاهدى آورده است .
عاقر : زن نازا . بمرد عقيم نيز « عاقر » گفته مىشود . شاعر گويد :
لبئس الفتى ان كنت اسود عاقرا * جباناً فما عذرى لدى كل محضر
يعنى : اگر سياه و عقيم و ترسو باشم ، بد جوانى هستم و در هيچ محضرى