تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

تعداد آيات :

كوفيان مىگويند شش آيه و ديگران مىگويند پنج آيه است . اختلاف در
« كهيعص »
است .

قرائت :

كهيعص : ابو عمرو به امالهء هاء و فتح ياء خوانده است . ابو على فارسى گويد : اين حروف در حقيقت اسم هستند و از اين جهت امالهء آنها جايز است . كسايى ياء را هم اماله كرده است . يرثنى و يرث : ابو عمرو و كسايى هر دو فعل را بجزم خوانده‌اند . وجه آن اين است كه در جواب دعا واقع شده‌اند .

لغت :

وهن : سستى . اشتعال : شعله‌ور شدن آتش . جملهء « اشتعل الرأس شيبا » از بهترين استعارات است . يعنى پيرى همچون شعلهء آتش ، موهاى سر را فرا گرفت . شاعر گويد :
ان ترى رأسى امسى واضحا * سلط الشيب عليه فاشتعل
يعنى : اگر سرم را آشكار مىنگرى ، بخاطر اين است كه آتش پيرى در آن افروخته شده است . دعاء : نيايش و درخواست حاجت در مقابل دعا ، اجابت و در مقابل امر طاعت است . موالى : جمع مولى يعنى پسر عموها كه تابع نسب هستند . ابن انبارى در كتاب « مشكل القرآن » گويد : مولى به هشت معنى اطلاق مىشود : منعمى كه آزاد كند ، شخصى كه آزاد شود ، دوست ، سرپرست و صاحب اختيار ، پسر عمو ، همسايه ، داماد و هم قسم . او براى هر يك از اين معانى شاهدى آورده است . عاقر : زن نازا . بمرد عقيم نيز « عاقر » گفته مىشود . شاعر گويد :
لبئس الفتى ان كنت اسود عاقرا * جباناً فما عذرى لدى كل محضر
يعنى : اگر سياه و عقيم و ترسو باشم ، بد جوانى هستم و در هيچ محضرى