پنجاه ذراع بود .
قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي
: ذو القرنين گفت : اين سد ، نعمتى است كه خداوند براى دفع شر يأجوج و مأجوج به بندگان خود عطا كرده است .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ
: هر وقت نشانههاى قيامت ظهور كرد و هنگام خارج شدن ايشان فرا رسيد ، خداوند اين سد را با زمين يكسان مىسازد و اين بعد از آنى است كه عيسى دجال را بكشد . « 1 »
وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا
: وعدهء خداوند حق است و خداوند خلف وعده نمىكند .
هامش
( 1 ) ظاهراً تفسير آيه بظهور نشانههاى قيامت و كشته شدن دجال و . . . چندان كامل و صحيح نباشد ، زيرا با توجه به اينكه امروز تمام مردم جهان با هم در ارتباط هستند و هر كجا سدى و اثرى از قديم بوده ، كشف شده و مورد تحقيق قرار گرفته است ، معلوم است كه قومى بنام يأجوج و مأجوج نشناخته و در پشت ديوار پولادين ذو القرنين باقى نمانده است . بخصوص كه برخى از محققين يأجوج و مأجوج را همان قوم مغول دانسته و جاى سد ذو القرنين را در شمال ايران و آذربايجان تعيين كردهاند . بنا بر اين مقصود ذو القرنين اين است كه هر گاه وعدهء خداوند فرا برسد ، اين سد از بين مىرود و باز هم قوم يأجوج و مأجوج از اينجا مىگذرند .