زمين و خرج ماليات سرى مردم است . تغلب گويد : خراج چيزى است كه سالانه گرفته مىشود و خرج چيزى است كه يك بار گرفته مىشود .
قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ
: ذو القرنين به آنها گفت : مال و ثروت و قدرتى كه خداوند به من ارزانى داشته است ، از آنچه شما به من مىدهيد بهتر است :
فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً
: تنها شما به من كمك كنيد و ابزار كار را فراهم گردانيد ، تا ميان شما و ايشان سدى ايجاد كنم تا ديگر نتوانند عبور كنند .
آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ
: اكنون قطعات آهن را به من بدهيد تا دست به كار شويم .
حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ
: سرانجام ميان دو كوه را بوسيلهء قطعات آهن برآورد و آن را هموار گردانيد . ازهرى گويد : علت اينكه به دو طرف كوه ، صدف گفته مىشود ، اين است كه با هم محاذى هستند و در يك خط مستقيم به يكديگر تلاقى مىكنند .
قالَ انْفُخُوا
: آن گاه به آنها دستور داد كه بوسيلهء دم آهنگران در آتشى كه بر قطعات آهن افروخته شده بود ، بدمند .
حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً
: بر اثر دميدن در آتش ، قطعات آهن همچون آتش سرخ و گداخته شدند و بهم پيوستند .
قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً
: آن گاه دستور داد كه مس يا آهن مذاب بر سد بريزند تا تمام روزنههاى آن بسته شود و سد پولادين ، همچون ديوارى استوار كه آجر آن آهن و گل آن مس ذوب شده است ، راه را بر متجاوزان مسدود گرداند .
فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً
: از آن پس قوم يأجوج و مأجوج نتوانستند از اين سد بالا روند يا اينكه آن را سوراخ كنند ، زيرا محكم و مرتفع بود . برخى گفتهاند : اين سد در پشت درياى روم ، در ميان دو كوه واقع شده است .
اين دو كوه به اقيانوس منتهى مىشوند . برخى گفتهاند : در پشت دربند و خزران از ناحيهء ارمنيه و آذربايجان قرار دارد . برخى گفتهاند : ارتفاع سد دويست و عرض آن