قرائت :
ضيق : ابن كثير اين كلمه را در اينجا و در سورهء نمل به كسر ضاد و ديگران بفتح ضاد خواندهاند . فتح ضاد به اين مناسب است كه در اصل « ضيّق » بوده سپس مخفف شده .
ممكن است به معناى مصدر باشد .
برخى گفتهاند : هر دو بيك معنى هستند .
ابو على گويد : هر گاه بفتح ضاد هم بخوانيم ، بهتر است مصدر باشد ، نه صفت .
ابو عبيده گويد : « ضيق » به كسر ، تنگى معاش و « ضَيْق » بفتح ، تنگى دل است .
مقصود :
اكنون خداوند پيامبر خود را امر مىكند كه مردم را دعوت به حق كند .
مىفرمايد :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ
: مردم را بوسيلهء قرآن ، بدين خداوند دعوت كن ، زيرا دين ، يگانه راه رسيدن بخشنودى خداوند است .
در اينجا قرآن را حكمت ناميده است ، زيرا بمنزلهء سدى است در برابر فساد و امور ناپسند .
برخى گويند : حكمت ، يعنى شناسايى نيك و بد و صلاح و فساد كارها ، زيرا از بركت شناسايى است كه از فساد جلوگيرى مىشود و مردم به راه صواب و راستى و كارها و گفتارهاى نيكو و پسنديده ، راه مىيابند .
وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
: همچنين مردم را از راه موعظهء نيكو به راه خدا دعوت كن .
موعظهء نيكو يعنى ترغيب و تشويق مردم به ترك زشتيها و به انجام كارهاى پسنديده . بطورى كه زشتىها در نظر آنها تنفر آور و نيكىها در نظر آنها لذتبخش جلوه كند . واعظ نيكو سخن ، دلهاى مردم را نرم مىكند و بذر خشوع و خضوع را در دلهاى مردم مىافشاند .
ابن عباس گويد : حكمت يعنى نبوت و موعظهء حسنه ، موعظههاى قرآنى است .
وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
: و بوسيلهء قرآن كه بهترين دليلهاست ، با آنها