دادند و خداوند مردم كافر را هدايت نمىكند . خداوند بر دلها و گوشها و چشمهاى ايشان مهر زده است و آنان در غفلت هستند . بناچار ، در آخرت آنها زيانكار هستند . آن گاه ، خداوند براى كسانى كه پس از گرفتارى ، مهاجرت و جهاد و صبر كردند ، - پس از آن گرفتارى - آمرزگار و رحيم است .
قرائت :
فتنوا : ابن عامر بفتح فاء و تاء و ديگران بضم فاء و كسر تاء خواندهاند .
قرائت دوم به خاطر اين است كه : آيه در بارهء افراد ضعيفى مثل صهيب ، عمار و بلال است كه در مكه گرفتار شدند و آنها را مجبور كردند كه مرتد شوند . بعضى از آنها - مثل عمار كه بعداً مهاجرت كرد - تقيه كردند .
قرائت اول به خاطر اين است كه : آنها بر اثر اظهار تقيه ، خويشتن را بفتنه افكندند ، زيرا هنوز چنين رخصتى از جانب خداوند به آنها داده نشده بود . اين رخصت هنگامى به آنها داده شد كه آيهء :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ
. . .
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ . . .
( نساء 98 ) و آيهء
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ . . .
نازل شد .
اعراب :
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ
: زجاج گويد : در محل رفع و بدل است از « الكاذبون » و مبتداء نيست .
كوفيان گويند : شرط است و جواب آن حذف شده .
مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ
: مبتداء و خبر آن
فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ . . .
أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ
: ممكن است در محل رفع و فاعل « جرم » باشد . در اين صورت ، اين فعل به معناى « وجب » است و « لا » براى رد كلام سابق است .
ممكن است به معناى « لا بد من انهم فى الآخرة . . . » باشد و حرف جر حذف شده باشد .
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ
: خبر « ان »
« لَغَفُورٌ رَحِيمٌ »
است و « ان » تكرار شده و نمونهء آن در قرآن بسيار است .
آيهء بعد :
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ
نيز چنين است .