تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

اعراب :

انكاثا : مفعول است ، زيرا معناى مصدر دارد . همچنين « دخلا » .
أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى
: به تقدير « بأن تكون . . . » است .
« هِيَ أَرْبى »
مبتدا و خبر و محلا منصوب ، و خبر « تكون » . ممكن است « تكون » فعل تام و جملهء
« هِيَ أَرْبى »
صفت « امة » باشد . در اين صورت
« أَنْ تَكُونَ »
مفعول له است .

مقصود :

قبلا دربارهء امر به عدل و احسان و نهى از منكر و دشمنى ، سخن گفته شد . اكنون دربارهء وفاى بعهد و نهى از پيمان شكنى ، بحث مىكند و ميفرمايد :
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ
: ابن عباس گويد : وعده ، از عهد است . مفسران گويند : عهد آن است كه وفاى به آن واجب باشد و وعده آن است كه وفاى به آن بهتر باشد . هر گاه كسى با خداوند متعال عهدى ببندد ، بايد به آن وفا كند ، زيرا وفاى بعهد واجب است ، چنان كه مىفرمايد : هر گاه عهدى با خداوند ببنديد ، به آن عهد وفا كنيد .
وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها
: در اينجا خداوند از پيمان شكنى نهى مىكند . مقصود از پيمان شكنى آن است كه انسان كارى كند كه خلاف مقتضاى عهد و پيمانش باشد . « بعد توكيدها » يعنى : بعد از بستن پيمان و محكم كردن آن به نام خدا و بقولى : يعنى بعد از محكم كردن آن بوسيلهء سوگند .
وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا
: حال آنكه خداوند را بواسطهء پيمانى كه بسته‌ايد كفيل و مراقب خود ساخته‌ايد . برخى گويند : يعنى خداوند را كفيل ساخته‌ايد تا به پيمان خود وفا كنيد ، زيرا كسى كه به خداوند سوگند ياد مىكند ، گويى خداوند را كفيل خود مىسازد كه بر طبق سوگند خود عمل كند . برخى گويند : مقصود اين است كه شخص بگويد : خداوند ، كفيل يا وكيل من است . برخى گويند : منظور اين است كه شخص با ياد كردن نام خدا ، موضوع را تأكيد مىكند ، تا خداوند حافظ آن باشد و كفيل به معناى حافظ است .