بسوى آنها مىفرستاديم . اين معنى از حسن است .
جبائى گويد : يعنى اگر ساكنان زمين فرشتگانى بودند كه به دنيا و لذات آن اطمينان داشتند و ترس و بيمى نداشتند و در برابر دينى تسليم نبودند ، بسوى آنها فرشتهاى مىفرستاديم كه آنها را رهنما باشد .
ابو مسلم گويد : يعنى اگر اهل زمين ، فرشته بودند ، ما هم فرشتهاى بسوى آنها مىفرستاديم ، تا گفتههاى او را بفهمند .
برخى گويند : عرب مىگفتند : ما در روى زمين ، زندگى آرامى داشتيم . محمد آمد و زندگى ما را به نگرانى و آشوب كشانيد . خداوند در پاسخ آنها فرمود : اين كه سهل است ، آنها اگر فرشته هم بودند و زندگى آرام و بى سر و صدايى داشتند ، باز هم ما رسولى از جنس خودشان بسوى آنها مىفرستاديم ، زيرا مقتضاى حكمت ، همين است ، بنا بر اين آرامش زندگى آنها مانع فرستادن پيامبر از جانب ما نيست ، زيرا آنها بوجود پيامبر ، سخت نيازمند هستند و بى خود و بى جهت ، به انكار و ستيزه مىپردازند .
پرسش :
فرستادهاى كه از جانب خداوند ، بسوى پيامبر مىآيد ، فرشته است و از جنس پيامبر نيست . چه مانعى دارد كه فرستادهء خدا بسوى مردم نيز فرشته باشد و از جنس ايشان نباشد .
پاسخ :
پيامبر كه صاحب معجزه است ، كسى است كه براى نبوت برگزيده شده و خوى فرشتگان پيدا كرده است . اما مردم ديگر داراى خوى فرشتگان نيستند ، زيرا پيامبر فرشته را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . بدين ترتيب ، او از جهتى شبيه فرشتگان و از جهتى شبيه مردم است و اين خود مقام والايى است كه نصيب هر كسى نمىشود .
علاوه بر اين ، پيامبر براى اثبات رسالت خود ، نيازمند معجزه است . معجزهء او ديدن فرشتهء وحى است . مردم هم براى اصلاح زندگى خود نيازمند پيامبر هستند .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢١٢