آسمان را قطعه قطعه كرده ، بر سر ما فرود آورى ، چنان كه ما را به شكافته شدن آسمان تهديد كردهاى .
برخى گويند : يعنى تو گمان داشتى كه پيامبر و صاحب معجزه هستى ، بنا بر اين آسمان را قطعه قطعه كرده ، بر سر ما فرود آور .
أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا
: ابن عباس و ضحاك گويند : يعنى خدا و فرشتگان را بياورى كه ضامن صحت گفتار تو باشند .
مجاهد گويد : يعنى خدا و فرشتگان را دسته دسته بياورى . ( يعنى قبيلا جمع قبيله است ) جبائى و قتاده گويند : يعنى خدا و فرشتگان را در مقابل ما آورى كه آنها را به چشم ببينيم و شهادت دهند كه تو بر حقى و دعوتت راست است .
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
: يا اينكه به آسمان بالا روى . تازه اگر هم به چشم خود ببينيم كه اين كار را انجام مىدهى ، ايمان نخواهيم آورد ، مگر اينكه براى هر يك از ما از پيش خدا كتابى بياورى كه شاهد نبوت تو باشد و ما آن كتاب را بخوانيم . اين جمله ، نظير اين آيه است :
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً
( مدثر 52 : بلكه هر يك از ايشان مىخواهند كه كتابهايى گشوده ، بدستشان داده شود ) .
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي
: بگو : خداوند از هر كار زشتى منزه و از هر چيز بدى بيزار است .
اين جمله ، پاسخ خواستههاى ابلهانهء آنهاست . يعنى : اين شما هستيد كه معجزاتى را درخواست مىكنيد ، اما اين كارها مربوط به خداوند است . اگر كارى را مصلحت نداند ، انجام نمىدهد . بيهوده ، چيزى كه خلاف مصلحت الهى است ، درخواست نكنيد .
برخى گويند : منظور اين است كه خداوند برتر از اين است كه بندگان بر او حكمروايى كنند و خواستههاى خود را بر او تحميل نمايند ، زيرا وظيفهء بندگان است كه حكم او را گردن نهند و در برابر خواست او تسليم گردند .