تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
برخى گويند : آنها معتقد بودند كه : خدا جسم است ، از اينرو مىگفتند : خدا و فرشتگان را در مقابل ما بياور تا . . . فرمود : خداوند منزه از اين مطالب پوچ و واهى است و داراى صفت اجسام نيست كه از آسمان فرود آيد و در مقابل شما قرار گيرد . برخى گويند : يعنى او منزه از اين است كه معجزات را طبق ميل شما ظاهر گرداند . هل كنت الا بشراً رسولا : بگو : اينها از طاقت و قدرت انسان خارج است . من بشرى بيشتر نيستم . گيرم بشرى كه رسالت آسمانى دارم ، بنا بر اين از عهدهء انجام اين كارها بر نمىآيم . همانطورى كه پيامبران پيش از من نيز نمىتوانستند اين كارها را انجام دهند . بله ، خداوند اگر صلاح بداند معجزات را آشكار مىسازد . اين كار را تا آنجا كه صلاح ديده است ، انجام داده ، بنا بر اين از من چيزى مطالبه نكنيد كه از قلمرو قدرت بشر ، خارج است .
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا
: مردم مشرك ، در برابر دلائل و معجزات روشن سر تسليم فرو نمىآورند ، زيرا مىگويند : چگونه ممكن است كه خداوند بشرى را برسالت برانگيزد . فرستادهء خدا بايد از ميان فرشتگان برانگيخته شود . اين شبههء بىاساس ، آنها را از ايمان آوردن به پيامبر ، منع مىكند . همانطورى كه در مورد پرستش ذات يگانهء خدا ، شبههء ديگرى پاسخ آنها شد و گفتند : پرستش ما شايستهء خدا نيست ، از اينرو سر بر آستان بتها سائيدند و به پندار خود ، خداوند را عظمت و برترى دادند ، در حالى كه اين كار تعظيم خدا نيست ، بلكه بىاعتنايى بذات پاك خداوند است . در اينجا منع را به معناى برگرداندن به كار برده و خواسته است در بيان مقصود ، مبالغهء بيشترى كرده باشد .
قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا
: به آنها بگو : اگر ساكنان كرهء زمين ، همگى فرشته بودند و بر روى زمين آمد و شد داشتند ، ما هم فرشته‌اى از جنس خودشان ، برسالت مبعوث كرده ،