وَ عِدْهُمْ
: و به آنها وعده ده كه هميشه باقى مىمانند و از قيامت و كيفر و پاداش خبرى نيست . همهء اينها تهديدهايى به صورت امرند .
وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
: در اينجا خداوند خبر مىدهد كه وعدههاى شيطان سراسر بىاساس و فريبنده است . اين جمله ، معترضه است .
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ
: بندگانى كه مرا اطاعت مىكنند ، ترا بر آنها تسلطى نيست ، زيرا آنها مىدانند كه وعدههاى تو دروغ است ، بنا بر اين فريب نمىخورند . برخى گويند : يعنى ترا بر بندگان من تسلطى نيست ، تنها كار تو نسبت به آنها وسوسهگرى و دعوت به معصيت است . اما اينكه بخواهى از راه جبر و زور آنها را به معصيت وادار كنى ، چنين قدرتى ندارى . اين قول از جبائى است .
وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا
: همين بس كه خداوند بندگان خود را از شرك ، حفظ مىكند .
نظم آيات :
على بن عيسى گويد : ارتباط اين آيات به سابق اين است كه : قبلا گفت : آنها از پندها و اندرزها نتيجهاى نمىبرند و بر شدت طغيانشان افزوده مىشود . در اين آيات مىگويد : آنها به پندار ابليس تحقق بخشيدند و كردند آنچه او مىخواست .
ابو مسلم گويد : اين آيات متصل است به :
إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ . . .
منظور اين است كه بوسيلهء نقل داستان آدم و شيطان ، آنچه را در آنجا بطور سربسته ، بيان كرده بود ، با تفصيل بيشترى بيان كند .