ايمن هستيد كه شما را يك بار ديگر به دريا بازگرداند و طوفانى كشتى شكن بر سر شما بفرستد و شما را بر اثر كفرانتان غرق سازد ، آن گاه كسى نيابيد كه بر ضد ما خون شما را پيجويى كند ؟ !
قرائت :
ابن كثير و ابو عمرو « نخسف ، نرسل ، نعيدكم ، فنرسل عليكم ، فنغرقكم » همه را بنون خواندهاند . ابو جعفر و يعقوب « فتغرقكم » بتاء و بقيه را بياء خواندهاند . ديگران همه را بياء خواندهاند .
آنها كه همه را بياء خواندهاند ، بمناسبت اين است كه « نجّاكم . الا اياه » سوم شخص است . آنها كه همه را بنون خواندهاند ارتباط كلام را از سابق قطع كردهاند و بعلاوه ، انتقال از غيبت بخطاب ، جايز است . قرائت « فتغرقكم » بمناسبت عود ضمير به « الريح » است .
لغت :
ازجاء : راندن تدريجى چيزى .
حاصب : سنگهايى كه پى در پى افكنده شوند . قتيبى گويد : بادى كه سنگريزه بيندازد . فرزدق گويد :
مستقبلين شمال الشام يضربنا * بحاصب كنديف القطن مندوف
يعنى : ما به شمال شام روى آورده بوديم و او ما را همچون پنبهء كوبيده ، با سنگ مىزد .
قاصف : شكننده .
مقصود :
قبلا در بارهء شيطان ، مشركين و بتپرستان سخن گفت . اكنون با دلائل توحيد و ايمان براى آنها استدلال كرده ، گويد :
رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ
: آفريننده و مدبر شما كسى است كه :
كشتىها را در دريا بوسيلهء بادهايى كه آفريده و با قرار دادن آب به نحوى كه قابل كشتى رانى باشد ، به حركت در مىآورد .