لغت :
وقر : سنگينى گوش و بكسر واو يعنى : بار نفور : جمع نافر . هر اسم فاعلى كه مصدر آن بر وزن « فعول » باشد ، بر همين وزن جمع بسته مىشود . مثل : ركوع ، سجود ، شهود .
نجوى : مصدرى است كه جانشين صفت شده ، بنا بر اين مىتواند بر مفرد ، مثنى و جمع ، دلالت كند .
اعراب :
أَنْ يَفْقَهُوهُ
: اين كلمه در محل نصب و مفعول له است .
نفورا : حال . يعنى : نافرين . برخى گويند : مصدر است . يعنى : نفروا نفورا :
شأن نزول :
گفتهاند : اين آيه ، در بارهء قومى نازل شده است كه شبها پيامبر را - هنگامى كه نزد كعبه قرآن و نماز مىخواند - اذيت مىكردند و به او سنگ مىپراندند و او را از دعوت مردم بدين ، منع مىكردند خداوند ميان آنها و پيامبر ، حايل ايجاد كرد كه او را اذيت نكنند . اين قول از زجاج و جبائى است .
مقصود :
در آيات پيش ، براى پيرامون مضامين عالى و دلنشين قرآن كريم ، سخن گفت .
اكنون در بارهء حال آنها در موقع قرائت قرآن مىفرمايد :
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
: اى محمد ، هنگامى كه قرائت قرآن مىكنى ، ميان تو و مردم مشرك ، كه بآخرت ايمان ندارند ، پردهء پوشيدهاى قرار مىدهيم .
كلبى گويد : آنان ابو سفيان ، نضر بن حرث ، ابو جهل و ام جميل ، همسر ابو لهباند . هنگامى كه پيامبر گرامى قرآن مىخواند ، خداوند او را از ديدگان ايشان پنهان مىپنداشت و در حالى كه از كنارش مىگذشتند ، او را نمىديدند .
اخفش گويد : مقصود از « حجاب مستور » يا پردهء پوشيده ، « حجاب ساتر » يعنى :