تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
در حقيقت ، اين آيه اشاره است به دليل « تمانع » يعنى « جهان دو خدايى » صحنهء جنگ و مزاحمت خدايان و كانون آشوب و فساد خواهد بود ! اكنون خداوند ، خود را از اينكه داراى شريك باشد ، منزه شمرده ، مىفرمايد :
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً
: خداوند از آنچه آنها مىگويند ، آن قدر برتر و بالاتر است كه حدى براى آن تصور نمىشود . در اينجا بجاى « تعالياً كبيراً » گفته است :
عُلُوًّا كَبِيراً
مثل
تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
( مزمل 8 : بسوى خداوند توجه كن و از ديگران ببر ) . مقصود از برترى صفات خداوند اين است كه : هيچ صفتى با صفات او برابرى نمىكند ، زيرا هيچ كس قادرتر و عالمتر از او نيست . عرش را به خود نسبت مىدهد و مىگويد : صاحب عرش و منظور تعظيم عرش است . ممكن است منظور از عرش ، جهان هستى باشد .
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ
: معناى تسبيح ، در اينجا دلالت آسمانها و زمين بر يگانگى و عدالت و بيهمتايى خداوند است و اين تسبيح معنوى ، بمنزلهء تسبيح لفظى است . بسا كه : تسبيح معنوى - كه راهنما و دليل است - از تسبيح لفظى قوىتر باشد ، زيرا موجب علم مىشود .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
: هيچ موجودى نيست ، جز اينكه او را به تسبيح و حمد خداوند ، زبانى است و از جهت آفرينش خود ، بر قدرت و يكتايى حق دلالت مىكند ، زيرا تمام موجودات - بجز خداوند - حادث هستند و در برابر خداوند تعظيم و نيازمندى خود را به يك آفريدگار ناآفريده ، اثبات مىكنند ، بنا بر اين ، موجودات عالم هستى ، دليل هستى ذاتى قديم و بىنياز هستند . او با موجودات غير قديم ، فرق دارد . حسن گويد : يعنى هر يك از زندگان او را تسبيح مىكنند . ابراهيم و جماعتى گويند : هر چيزى - اعم از حيوانات وحشى و پرندگان و جمادات - حتى جيقهء در و غرش سيلاب ! - تسبيح خوان خداست .