« كل هذه » گويند .
ذم المنازل بعد منزلة اللوى * و العيش بعد اولئك الايام
يعنى : بعد از آن منزل و بعد از آن ايام ، همهء منزلها و زندگى مورد مذمت واقع شدند .
بنا بر اين بوسيلهء « اولئك » هم مىتوان به عاقل اشاره كرد ، هم به غير عاقل .
كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
: ضمير به « كل » برمىگردد . يعنى از همهء اين اشياء پرسش به عمل مىآيد . ممكن است به انسان برگردد .
طولا : مصدر و جانشين حال است . ذو الحال يا فاعل فعل است يا جبال . برخى هم آن را تميز گرفتهاند .
فتلقى : اين فعل منصوب است به اضمار « ان » زيرا در جواب نهى واقع شده است .
مَلُوماً مَدْحُوراً
: حال .
مرحاً : تميز . ممكن است مصدر و جانشين حال باشد .
مقصود :
اكنون مىفرمايد :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
: چيزى را كه نشنيده ، نديده و ندانستهاى ، نگو : شنيده ، ديده و دانستهام . اين معنى از ابن عباس و قتاده است .
حسن گويد : يعنى پشت سر مردم حرف مزن و از آنها غيبت نكن . محمد بن حنفيه گويد : يعنى شهادت دروغ نده .
اصل اين است كه : اين آيه نسبت به هر گفتار يا كردار يا تصميمى كه از روى علم نباشد ، عموميت دارد . گويى چنين مىگويد : جز آنچه را كه علم بدرستى آن دارى نگو و جز آنچه را كه بدرستى آن يقين دارى ، انجام نده و جز آنچه را كه به صحت آن اطمينان دارى ، معتقد نباش . گروهى از اصحاب ما به اين آيه ، استدلال كردهاند بر اينكه :
عمل بقياس و خبر واحد ، جايز نيست ، زيرا از اينها علم بدست نمىآيد و طبق اين آيه ،