تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
فلا يسرف : كوفيان - بجز عاصم - اين كلمه را به تاء و ديگران به ياء خوانده‌اند . بنا بر قرائت دوم ، فاعل ممكن است به قاتل و ممكن است به ولىّ باز گردد . بديهى است كه قاتل در كلام ذكر نشده است لكن از كلام استفاده مىشود . اگر ضمير به ولى باز گردد ، منظور اين است كه او نبايد در قتل اسراف كند و كسانى را بكشد كه مرتكب قتل نشده‌اند . و اگر ضمير بقاتل باز گردد ، منظور اين است كه او حق نداشته است مرتكب قتل شود و بنا بر اين قتل ناحق او اسراف است . چنان كه در بارهء خوردن اموال يتيمان مىفرمايد :
وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً
( نساء 6 : اموال آنها را از روى اسراف نخوريد ) . بنا بر قرائت اول نيز مخاطب يا قاتل است يا ولىّ . به قاتل مىگويد : نبايد كسى را به ستم بكشى ، زيرا از تو قصاص مىكنند . يا اينكه به ولى مىگويد : نبايد در قتل اسراف كنى و غير از قاتل ، ديگرى را بكشى . قسطاس : كوفيان - بجز ابو بكر - اين كلمه را بكسر قاف و ديگران بضم قاف خوانده‌اند و هر دو بيك معنى هستند .

مقصود :

اكنون ضمن عطف به سابق ، مىفرمايد :
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ
: فرزندان خود را از ترس تنگدستى نكشيد . ممكن است « لا تقتلوا » منصوب و عطف بر
أَلَّا تَعْبُدُوا
باشد و ممكن است نهى و مجزوم باشد . خداوند آنها را از فرزندكشى نهى مىكند ، زيرا آنان دختران خود را زنده بگور مىكردند .
نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ
: ما كفيل روزى ايشان و شما هستيم .
إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً
: كشتن آنها در جاهليت ، گناهى بزرگ بود ! امروز نيز چنين است .
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى
: زنا نزديكى با زنى است كه در عقد انسان نباشد و به شبهه نيز نباشد .