معجزات انبياء باشد . اينكه مىفرمايد : آيات ما را تكذيب كردند ، بيان اين است كه آنها بخاطر تكذيب آيات ، مستحق بودند كه از آيات خدا محروم شوند .
2 - يعنى آنها را از معجزات ديگرى كه براى انبيا ظاهر مىسازم ، محروم خواهم ساخت ، زيرا به اندازهاى كه براى آنها يقين حاصل شود ، معجزاتى به آنها نشان دادهام .
معجزه هنگامى نشان داده مىشود ، كه فايدهء آن ايمان آوردن همه يا بعضى از افراد باشد . پس منظور از صرف اين است كه : جملهء معجزات را براى آنها ظاهر نمىسازد يا اينكه آنها را از مشاهدهء آن محروم مىسازد و براى كسانى ظاهر مىكند كه از آن نفعى ببرند . اين وجه را قاضى اختيار كرده است ، زيرا جملهء بعد مؤيد آن است .
3 - يعنى دروغگويان و متكبران را از آيات و معجزات خود منع مىكنم و آنها را به انبياى خود اختصاص مىدهم . اين تعبير نظير اين است كه گفته شود : آياتم را از دروغگويان و متكبران منع خواهم كرد .
از اين آيه استفاده مىشود كه قول برخى كه گفتهاند خداوند نيل را بفرمان فرعون در آورده بود ، باطل است .
4 - مقصود از صرف ، منع است . يعنى آنها را از اينكه آيات مرا باطل كنند و به آن زيانى برسانند ، منع مىكنم . زيرا من حامى و حافظ آيات خود هستم .
اين تعبير مثل اين است كه گفته شود ، فلانى با كارهاى خويش ، زبان دشمنان را از بدگويى و انتقاد بسته است .
بنا بر اين
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا »
متصل بما قبل خود هست ، نه متصل به
« سَأَصْرِفُ . . . »
5 - يعنى متكبران را بوسيلهء هلاك كردن يا بوسيلهاى ديگر ، از ابطال آيات و منع تبليغ باز مىدارم تا نتوانند ضررى به آيات و مبلغين برسانند . چنان كه مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
( مائده 67 : خداوند ترا از مردم حفظ مىكند ) طبق اين وجه ، منظور از آيات قرآن و كتابهاى ديگر آسمانى است . همچنين جمله
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا . . . »
به ما قبل خود تعلق دارد .